تبلیغات
میوه های بهشتی - از92تا93

سلام برتمامی دوستان عزیزی که وبلاگ مارومیخونه وتبریک عیدنوروز بادیرکردی که کردم پوزش میخوام اخه نبودیم این چند روز.

اولش قبل از سال تحویل شروع کنم که چه اتفاقاتی واسمون افتاد.

درست 3ساعت مونده بودتاعیدنوروزکه اقای رسیب امد خونمون چون قراربودهرکدوممون سال تحویل خونه خودمون باشیم پیش مادر پدرامون که شایداین اخرین سالی باشه که پیش اونایم

بعدازسلام واحوال پرسی باپدرومادرم رفتیم برای اقای سیب پیراهن خریدیم اقای سیبم واسم اپلیدی عیدی گرفتش کمتراز1ساعت به سال تحویل بودکه اقایی باداداشم وپسرعموم رفت خونه باموتور

سال تحویل شداول من موفق شدم به پدرومادراقای سیب زنگ زدم وسال نوروتبریک گفتم بعد اقایی زنگید
فردای اون روزساعت11رفتیم دنبال اقای سیب بعدرفتیم خونه پدربزرگ من ناهاراونجابودیم ازاونجاخونه جدبزرگ من رفتیم وجاهای دیگه شب من رفتم خونه اقای سیب شام اونجابودم بعداخرشب من واقای سیب رفتیم خونه ما که قراربودبریم مسافرت
ساعت10صبح ازخونه درامدیم به سمت زنجان راهی شدیم من اقای سیب خانواده من و3عموهام باخانوادشون ماهرجامیریم باعموهام میریم چون خیلی خوش میگذره
حدودساعت3بودرسیدیم زنجام خونه حاجی بابام یه چیزی خوردیم بعدرفتیم خونه خاله پدرم بعدباتوکل به خدا راهی شمال شدیم حدودساعت2رسیدیم شمال مردا آتیش روشن کردن وماهم جوجه هاروسیخ زدیم حدودساعت4بودکه تازههههههه شام خوردیم

ساعت6صبح تازه خوابیدیم خیلی خوش میگذشت بهمون اقای سیب باداداشم وپسرعموهام تخته وورق بازی میکردن منم همش تاپ سوارمیشدم عموهام خیلی خوش سفرهستن

همش درکناراقای سیب احساس خوشبختی میکردم وهوش خداروشاکربودم بابت این نعمتش که به من داده

دیروز5فروردیم بااقای سیب وپسرداییش وخانومش خواهراقای سیب ودختردایی اقای سیب رفتیم سینمامرکزی واقع درجمالزاده فیلم های معراجی ها وچ رودیدیم معراجی ها جالب وخنده داربود قراره چندروزباقی مونده ازعیدوبریم موزه های تهرانوببینیم اولیش موزهجواهرات ملی به انتخاب من قراره بریم جالبه

اینارونوشتم تابگم اقای سیبم دیوانه واربه تعدادضربان قلبم نفس کشیدنمممممممم دوسا دارم وعاشقانه باتو هستم

آخرین ویرایش در چهارشنبه 6 فروردین 1393 ساعت 12:18 ب.ظ بود
در روز چهارشنبه 6 فروردین 1393 ساعت 11:59 ق.ظ | انار بانو | نظرات

  • مدرسه نونهالان
  • جاده ماز
  • آنکولوژی
  • غلام موزیک